امیرحسین حیدری

امام حسین(ع)-مناجات


ای کاش برای تو اثر داشته باشم

باری ز سر دوش تو برداشته باشم

بی شک تو به دیدار دل خسته می آیی

از آمدنت کاش خبر داشته باشم

سر نذر قدومت نشود بار گران است

ای وای اگر پیش تو سر داشته باشم

بی دینم اگر پیش دو ابروی کمانت

من سجده به محراب دگر داشته باشم

از شوق زیارت دل من بال درآورد

بگذار که در صحن تو پر داشته باشم

تا کرببلا قبله ی عشاق جهان است

حیف است که بر کعبه نظر داشته باشم

من خواسته ام تا که به چشمم رمقی هست

در روضه ی تو دیده ی تر داشته باشم

بگذار که من در عوض آن همه زخمت

یک داغ اقلاً به جگر داشته باشم


محمود ژولیده

امام حسین(ع)-مناجات


با احتیاج آمده ام هیئت حسین

اعجاز می كند به خدا محنت حسین

سائل كجاست تا بدهد سلطنت به او

اقبال كرده است به من دولت حسین

آری نیاز من فقط ارباب با وفاست

مثل غلام ترك كِشم منّت حسین

آرامشم به سایه ای از خیمه اش رسد

این گونه هر كسی نَبَرد لذّت حسین

رنجورم و طبابت ارباب چاره ام

غم می کشم که من نکشم حسرت حسین

آتش ندیده ای كه بدانی چه می كشم

عاشق كُش است روز و شب غربت حسین

عریان بدن به زیر سم اسب می رود

شاید كمی تكان بخورد امّت حسین

چون عقل ها جواب خدا را نداده اند

با عاطفه قیام كند نهضت حسین

هل من معین سرود كه لبّیك بشنود

لبیك یا حسین همان نصرت حسین

فرزند او صَلا به لثارات می زند

پس خط اول است همین هیئت حسین

نوكر اگر وفا نكند عهد خویش را

بر می خورد به روحیۀ غیرت حسین

سینه زدن بهانۀ سینه شكستن است

یعنی كه هست ، هیئت او جنت حسین

حسین ایزدی

امام حسین(ع)-مناجات


چشمی که از روایت این روضه ها تر است

"فردا کنار فاطمه با آبرو تر است"

عمری به گریه در پی دلدار بوده ایم

روز جزا پی من و تو چشم دلبر است

اصلا عجیب نیست که او را ندیده ایم

چشمی که دیده روی مهش چشم دیگر است

ما را شکسته سینه و بی سر قبول کن

وقتی که جسم زخمی ارباب بی سر است

اصلا اگر بهشت کنار تو نیستیم

دوزخ برای عاشق مهجور بهتر است

هنگام مرگ اگر برسد داد می زنم...

زیباترین دقایق من آنِ آخر است


حجت الاسلام جواد محمد زمانی

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


شب هم به حیرت از تو و این خطّ سِیر شد

آمد کسی به خیمه‌ی نورت «زُهیر» شد

مردی میان مسجد خود نرد عشق باخت

شد خطبه‌ی حماسه و نامش «بُریر» شد

مشتِ شریرِ فتنه ز خون تو باز شد

شکر خدا که مسئله ختم به خیر شد

مهمانی‌ات به کوفه  که با سر شتافتی

یک روز بین مسجد و یک شب به دِیر شد

تا عطر اسم اعظم تو در نسیم رفت

انگشتری که بود به تاراج غیر شد

پاداش سجده‌ی شب و روز فرشتگان

دیدار تو، وَ گفتن «صبحت به خیر» شد

غلامرضا سازگار

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


درود بر تن عریان سید الشهدا

سلام بر لب عطشان سید الشهدا

ز نوک نیزه شده ملک بی حدود خدا

پر از تلاوت قرآن سیدالشهدا

زیارت شب آدینه اش گرامی باد

که هست فاطمه مهمان سید الشهدا

عجب نه کز نفسش معجز مسیح دمد

کسی که هست ثنا خوان سید الشهدا

به چشم خویش کنید التماس و گریه کنید

که هست فاطمه گریان سید الشهدا

سلام خلق و سلام خدای عزوجل

به زخم های فراوان سید الشهدا

به گیسوان پریشان فاطمه سوگند

که عالم است پریشان سید الشهدا

نشان نیزه و شمشیر و تیر و خنجر و سنگ

بهشت لاله و ریحان سید الشهدا

یقین کنید همان چوب خیزران می گفت

سلام بر لب و دندان سید الشهدا

زهی کرم که ز آغاز، نخل میثم را

رقم زدند به دیوان سید الشهدا

مرحوم حاج مرشد چلویی


امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم

روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسینی

سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

عالم ذَرّ ذره ای از خاک پای حضرتش

از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر در دروازۀ ساعات یک ساعت نشستم

تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم

زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد

من ز آه آتشینش پای تا سر در گرفتم

سر شکسته دل پر از خون دیده خون آلود اما

حالتی دیدم که بر خود حالتی دیگر گرفتم

اُم لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده

گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم

نا گه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان

سر به راه دوست دادم زندگی از سر گرفتم

اکبرم کشتند و عون و جعفر وعباس و قاسم

تا خودم از تشنگی آب از دم خنجر گرفتم

گفت ساعی زین مصیبت از در دربار جانان

حظّ آزادی برای اکبر و اصغر گرفتم

حمید رمی

مناجات با خدا-روضه کربلا


ممنونتم یه بار دیگه درِ خونت زانو زدم

واسه قبولی دعام بازم پیش تو رو زدم

من می دونم چه كاره ام، من می دونم كه روسیام

امّا خودت گفتی اگه حاجت دارم پیشت بیام

حاجت اوّلم اینه: خدا آقامو برسون

دیگه بسه خسته شدم از دوری صاحب زمون

یعنی بدا دل ندارن؟ مگه آقا برا خوباس؟

توی همین آدم بدا، حسابِ عاشقا جداس

آره درسته آخدا، عاشق گُنا نمی كنه

اما آقام مهربونه، منو رها نمی كنه

با اینكه من گنهكارم، می دونه كه دوسش دارم

آقای من خوب می دونه كسی رو جز اون ندارم

بدونِ یار مهربون، زندگیمون حروم می شه

می دونم آخرش میاد، غصه هامون تموم می شه

حاجت دوّمم چیه؟ منو ببر به كربلا

یا كه براتمو بده، بازم برم امام رضا

شب های جمعه همیشه زودی دلم پر می گیره

با ذكر یا كرب و بلا زندگی از سر می گیره

یاد اباالفضل می كنه، كنار نهر علقمه

یاد همون سرداری كه گرفته بوی فاطمه

یاد خیام بی عمو، اشك چشای بچه ها

كه نا امیدن و می گن: عمو بیا عمو بیا

بارون می باره از چشام به یاد عمّه ای غریب

به یاد اون خانمی كه به لب داره أمَّن یجیب

می گه الهی بمیرم حسین من یار نداره

می مُردم و نمی دیدم كه اون علمدار نداره

می گذره و میاد همون لحظه كه بین دشمنا

تنها می شه برادرش، ای وای سرش می شه جدا

میاد میون گودی و می بوسه رگ های داداش

تا سَرُو بالا می كنه، به نیزه می افته نگاش

آقام غریب رو نیزه ها آیه ی قرآن می خونه

یه شب میاد با دخترش می شینه كنج ویرونه

دختر می گه بابا دلم تنگ شده بود برا نگات

بابا می گه كه دخترم: فدای لرزش صدات

دخترمی گه بابا ببین به زخم دل نمك زدن

رو نیزه ها خودت دیدی چطور منو كتك زدن

می گه بابا ببین شدم شبیه زهرا مادرت

تو این شبا خیلی زیاد زحمت دادم به خواهرت

دامنِ من آتیش گرفت، موی سرم سفید شده

خواب می دیدم دیشب كه باز یه فاطمه شهید شده

خدا به آبروی اون شهید دشت كربلا

به حق شاه تشنه لب، حاجتامونو كن روا

تو یاری كن رهبرمون، شفا بده مریضامون

سایبونِ رحمتتو خودت نگهدار برامون

بازم ببخش گناهمو، به حق آسمونیات

تا به ابد من می مونم، (اسیرِ) مهربونیات

ﻣﺼﻄﻔﯽ ﻫﺎﺷﻤﯽ ﻧﺴﺐ

مناجات با خدا-امام زمان(عج)-وداع با ماه مبارک


آخــر مــاه شــد و مــاه نیــامد آخر

سی سحر نـاله زدیم آه نیــامد آخر

بـا کلافی سر بـازار نشستیـم ولی

حیف شد یوسفم از چاه نیــامد آخر

جان ما از غم دوریش به لب آمده است

صـاحب غیبـت جـانکــاه نیــامد آخر

شام هجران رخش از سر ما رخت نبست

فجــر امیـد سحـرگــاه نیــامد آخر

ترسم این است دوباره به تباهی بروم

مشعـل و روشـنی راه نیــامد آخر

**

روضه قتلگه جد غریبش سخت است

ای خــدا حضرت خونخـواه نیــامد آخر!

مرکبش خونی و بی صاحب و گریان برگشت

ذوالجنــاحا، ز چه رو شـاه نیــامد آخر؟

علی اكبر لطیفیان

امام حسین(ع)-مناجات


بیشتر از حدِّ انتظارِ فقیر است

آنچه كه در بینِ كوله بارِ فقیر است

پیشِ تو افتادنم مقامِ بلندی است

گاه زمین خوردن افتخارِ فقیر است

داد زدم خانه یِ تو را بشِناسم

روزیِ یك شهر در هوارِ فقیر است

خیر ببیند خودش و ایل و تبارش

هر كه به دنبالِ كار و بارِ فقیر است

بینِ كرم خانه جایِ اهل كرم نیست

بیشترِ وقت ها كنارِ فقیر است

گریه یِ من باز كرد قفلِ كرم را

ریخت و پاشِ كریم كارِ فقیر است

بیشتر از التماس كردنِ سائل

سفره یِ تو چشم انتظارِ فقیر است

پشتِ درِ خانه ات مُعَطّلِمان كن

آبرویِ رفته اعتبارِ فقیر است

اهلِ كرم هر كجایِ شهر كه باشند

هر شب جمعه سرِ مزارِ فقیر است

غلامرضا سازگار

امام حسین(ع)-مناجاتی

 

خاک تو از اشک ما گِل گشت، آن گِل ما شدیم

روح تو در جسم ما گُل کرد، چون گُل وا شدیم

ذرهّ ای بودیم، خورشید رخت ما را گرفت

قطره گشتیم و به دریای غمت، دریا شدیم

با تولّای تو بین خلق، شهرت یافتیم

در تجلّای تو گم گشتیم تا پیدا شدیم

داغ تو پیش از ولادت در دل ما نقش بست

سوختیم و شعلهٔ فریاد عاشورا شدیم

شعله بودیم و تماشای تو ما را لاله کرد

خار بودیم و ز فیضت، نخلهٔ طوبا شدیم

از همان اوّل که بگشودیم، چشم خویش را

تشنگان عشق را با اشک خود سقّا شدیم

نی عجب با عشق اگر پایان بگیرد عمر ما

ما از اوّل عاشق ذریَّهٔ زهرا شدیم

با وجود آن که بر چشم همه دادیم نور

همچو شمع سوخته، در انجمن، تنها شدیم

هر کجا یاد لب خشک تو نوشیدیم آب

سوختیم و از خجالت، آب سر تا پا شدیم

آفتاب روی تو بخشید بینایی به ما

تو به نوک نی درخشیدی و ما بینا شدیم

همچو نخل خشک کز فیض بهار، احیا شود

ما چو "میثم" از نسیم کربلا، احیا شدیم

سید رضا موید

امام حسین(ع)-مناجات

 

دلی که سوخت زغم شمع محفلش سازند

به هم نشینی پروانه نائلش سازند

دل شکسته بباید که ظرف غم گردد

کسی که درد ندارد چه با دلش سازند

کسی که شکر کند در مسیر سختی ها

رسد به آن چه که حلال مشکل اش سازند

خوشا حیای جنابی که چشم می بندد

اگر به آینه رویان مقابلش سازند

حسین! ای که به کوی تو عرش سجده برد

خوشا کسی که در این کوچه سائلش سازند

گدائی سر کوی تو کار هر کس نیست

مگر کسی که بسوزند و قابلش سازند

مس وجود محبت همین نه زر نشود

که در شراره عشق تو کاملش سازند

ولایت تو امان نامه همیشگی است

نه صفحه ای ست که با مرگ باطلش سازند

هنوز خاک «مؤید» ز اشک نمناک است

ز بعد مرگ اگر کوزه از گلش سازند

علیرضا قزوه

امام حسین(ع)-مناجات


شور به پا می کند، خون تو در هر مقام

می شکنم بی صدا در خود هر صبح و شام

باده به دست تو کیست؟ طفل شهید جنون

پیر غلام تو کیست؟ عشق علیه السلام

در رگ عطشان تان، شهد شهادت به جوش

می شکند تیغ را، خندۀ خون در نیام

ساقی، بی دست شد، خاک ز می مست شد

میکده آتش گرفت، سوخت می و سوخت جام

بر سر نی می برند، ماه مرا از عراق

کوفه شود شامتان، کوفه مرامان شام

از خود بیرون زدم در طلب خون تو

بندۀ حر توأم، اذن بده یا امام!

عشق به پایان رسید، خون تو پایان نداشت

آنک پایان من، در غزلی ناتمام...

ذبیح الله صاحبکار(سهی)

امام حسین(ع)-مناجات


نمی دانم چه سوزی بود از عشق تو  در سرها

که دل ها می زند پر در هوایت چون کبوترها

به خون پاک خود خطی نوشتی از فداکاری

کز آن حرفی نمی گنجد به دیوان ها و دفترها

اگر هر منبر از وصف تو زینت یافت، جا دارد

که از خون تو پا بر جای شد محراب و منبرها

بنازم همرهانت را که افتادند چون از پا

طریق عشق را مردانه طی کردند با سرها

نمی دانم چه آیینی ست دنیای محبت را

که خواهرها نمی گریند بر مرگ برادرها

پدرها شسته دست از جان به آب دیدۀ طفلان

خضاب از خون فرزندان خود کردند مادرها

فدای پرچم سرخ تو ای سردار مظلومان

که می لرزد ز بیمش تا ابد کاخ ستمگرها

کاظم بهمنی

امام حسین(ع)-مناجات


تو مپندار كه من غیر تو دلبر گیرم

بی‌وفایی كنم و دلبر دیگر گیرم

بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری

كفنی پاره كنم زندگی از سر گیرم

غلامرضا سازگار

امام حسین(ع)-مناجات


فصل خزان، جمالت، لطف بهار دارد

یاد رخت صفای صد لاله زار دارد

روزی که من نبودم مهر تو کرد بودم

روزی که من نباشم دل با تو کار دارد

ای یار عیسوی دم! بی یار نیست یکدم

هر کس که در دو عالم مثل تو یار دارد

بگذار از تو گویم بگذار با تو باشم

گل با همه لطافت، الفت به خار دارد

چون ماه بر فروزد کی آتشش بسوزد؟

آن کاو ز خاک کویت بر رخ غبار دارد

نه با شب است کارش نه روز می شناسد

آن کاو ز موی و رویت، لیل و نهار دارد

شش گوشۀ مزارت در وسعت دل ماست

بالله قسم مزارت در دل مزار دارد

از آب دیدگانش دوزخ شود گلستان

هر کس کز آتش تو در دل شرار دارد

با کرده های زشتم سر تا قدم بهشتم

زوار کربلا کی وحشت ز نار دارد؟

"میثم"! ز میثم آموز آیین دوستی را

کاو وصف دوست بر لب، بالای دار دارد

ولی الله کلامی زنجانی

امام حسین(ع)-مناجات


تا به دل عشق تو را دارم چه غم دارم حسین

رابطه با کربلا دارم چه غم دارم حسین

خانه ات آباد باد ای بی کفن ارباب من

من که از داغت عزادارم چه غم دارم حسین

تو هزاران یار داری من ولی غیر از تو هیچ

تا به دربار تو جا دارم چه غم دارم حسین

جان زهرا مادرت ای شاه مایوسم مکن

تا بگویم ادعا دارم، چه غم دارم حسین

ای که تو دست نوازش بر سر حُر می کشی

گر چه من بارِ خطا دارم، چه غم دارم حسین

آمدم امروز عهدی با تو بندم سیدی

من به عهد خود وفا دارم چه غم دارم حسین

هر کسی با دلبری نازد در این شش روز عمر

من چون تو دلربا دارم چه غم دارم حسین

مجید لشکری

امام حسین(ع)-مناجات


«کشتی شکست خورده ی» موج فرات ها!

ارکان آسمان به تو دارد ثبات ها

ای مبتدا بهِ همه ی خیرها حسین!

ای منتهی الیهِ تمام نجات ها

باید که در کتابت شأنت درخت ها

مثل قلم شوند و سواحل دوات ها

کردند تعبیه به سر شیعه در ازل

با لطف چشم های تو عین الحیات ها

وقتی سه بار روی زبان برده می شوی

تغییر می دهی همه ی التفات ها

من تشنه ی همیشگی روضه ی توام

بیزارم از شنیدن لاتائلات ها

«صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین»

عیسی دمش به لطف تو دارد حیات ها

بی روضه و عزای تو بر باد می روند

«آتوا الزکوة» ها و «أقیموا الصلوة» ها...

غلامرضا سازگار

امام حسین(ع)-مناجات


فصل خزان، جمالت، لطف بهار دارد

یاد رخت صفای صد لاله زار دارد

روزی که من نبودم مهر تو کرد بودم

روزی که من نباشم دل با تو کار دارد

ای یار عیسوی دم! بی یار نیست یکدم

هر کس که در دو عالم مثل تو یار دارد

بگذار از تو گویم بگذار با تو باشم

گل با همه لطافت، الفت به خار دارد

چون ماه بر فروزد کی آتشش بسوزد؟

آن کاو ز خاک کویت بر رخ غبار دارد

نه با شب است کارش نه روز می شناسد

آن کاو ز موی و رویت، لیل و نهار دارد

شش گوشۀ مزارت در وسعت دل ماست

بالله قسم مزارت در دل مزار دارد

از آب دیدگانش دوزخ شود گلستان

هر کس کز آتش تو در دل شرار دارد

با کرده های زشتم سر تا قدم بهشتم

زوار کربلا کی وحشت ز نار دارد؟

"میثم"! ز میثم آموز آیین دوستی را

کاو وصف دوست بر لب، بالای دار دارد

ولی الله کلامی زنجانی

امام حسین(ع)-مناجات


تا به دل عشق تو را دارم چه غم دارم حسین

رابطه با کربلا دارم چه غم دارم حسین

خانه ات آباد باد ای بی کفن ارباب من

من که از داغت عزادارم چه غم دارم حسین

تو هزاران یار داری من ولی غیر از تو هیچ

تا به دربار تو جا دارم چه غم دارم حسین

جان زهرا مادرت ای شاه مایوسم مکن

تا بگویم ادعا دارم، چه غم دارم حسین

ای که تو دست نوازش بر سر حُر می کشی

گر چه من بارِ خطا دارم، چه غم دارم حسین

آمدم امروز عهدی با تو بندم سیدی

من به عهد خود وفا دارم چه غم دارم حسین

هر کسی با دلبری نازد در این شش روز عمر

من چون تو دلربا دارم چه غم دارم حسین

حامد حجتی

امام حسین(ع)-مناجات و مصائب


چقدر آیینۀ کربلا شدن سخت است

کنار خیمه‌تان مبتلا شدن سخت است

تپش گرفته دلم، آسمان چرا ابری است؟

پر از غبار شده باز هم هوا ابری است

همیشه هر شب جمعه که می‌رسد غوغاست

صف ملایکه از عرش تا زمین پیداست

شبی که بوی عطش کامی جهان دارد

شبی که روضۀ یک طفل بی زبان دارد

شبی که پیکر خورشید در حرم مانده

کسی درون دلم روضۀ تو را خوانده

شب نزول ملائک شب هبوط زمان

شب گشایش دستان خالی انسان...

شب رسیدن مضمون به بیت‌های غزل

شب چشیدن قاسم ز جام های عسل

شب ترنم فریاد تشنگان وصال

شب تجلی وحی است در جلال و جمال

و قطره قطره‌ی باران عرش در راه است

کسی که می‌رسد از دور حضرت ماه است

تمام صحن تو از روضه چون عطش زار است

و زیر قُبۀ سرخ تو عشق در کار است

و هر که در حرم توست روضه خوان تو شد

دلم اسیر کمی روضه از زبان تو شد

فدای زخم دلت... آه داغدار توأم

میان سینه زنان... باز بی قرار توأم

چقدر سوره ی کوثر که می‌شود روضه...

چقدر پیکر بی سر که می‌شود روضه...

کنار مادر سادات روضه خواندم... وای

چقدر سخت شده وای... زنده ماندم... وای

کسی درون حرم روضه خوان دختر توست

همان سه ساله که انگار مثل مادر توست

گرفته دست به پهلو و می‌رسد از راه

چگونه شرح دهم ...لا اله الا الله...

تمام پیکر او مثل بید خسته شده است

مگر که پهلوی این طفل هم شکسته شده است

خدا به داد دل مادر شما برسد

چو مثل هر شب جمعه به کربلا برسد...

و این حکایت شب‌های جمعه در حرم است

برای سینه زدن باز جای مان که کم است

حضور هیئت اشک است کوچه باز کنید

«وان یکاد بخوانید و در فراز کنید»

حامد حجتی

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


ضریح شیشه عطری ست در زمین مانده

شمیم حنجره‌ی توست بعد از این مانده

شمیم حنجره‌ی توست این حوالی‌ها

که حسرتش به دل جنت برین مانده

فدای حنجره‌ات تا همیشه باید گفت:

ز خون سرخ حسین است این که دین مانده

از آن حروف مقطع بر اوج نیزه بخوان

میان مصحف طف سرِّ حا و سین مانده

چگونه باز کنم روضه های مقتل را

هنوز قصۀ تو تلخ و سهمگین مانده

چگونه داغ تو را شرحه شرحه شرح دهم

که ردِّ سنگ بر آیینۀ جبین مانده

چه اتفاق رفیعی ست خاک این گودال

میان گودی آن پیکر این چنین مانده

فدای حنجره‌ات... شمر می‌رسد از راه....

به جای روضه در این بین نقطه چین مانده

هنوز بهت ز چشمان دخترت پیداست

هنوز این همه پیکر که بر زمین مانده

ربوده است چرا ساربان عقیقت را

هنوز نیزه و شمشیر و خوود و زین مانده

کشانده‌اند به این دشت بیت الاحزان را

و مادری که از این ماجرا حزین مانده

وحید قاسمی

امام حسین(ع)-مناجات


اكسیر عشق، قطره ی اشك زلال ماست

افتاده گی، نشان و دلیلِ كمال ماست

در روضه بیشتر به خدا وصل می شویم

ذكر «علی علی» سبب اتصال ماست

در امتحان عزت دنیا بَرنده ایم

این سینۀ كبود -قیامت- مدال ماست

نام حسین، زلزله را محو می كند

آرامش زمینِ عجم از قِبال ماست

ما خضر گریه ایم، عرب غبطه می خورد

مژگان خیس، مانع و سدّ زوال ماست

این جا كنار هم چِقَدَر عشق می كنیم

این روضه ها، حسینیه ها، بزم حال ماست

حسین ایزدی

امام حسین(ع)-مناجات


ای شاه کم سپاه که عالم سپاه توست

ارکان کائنات، همه در پناه توست

شب های جمعه کوه گناهان شود چو کاه

معنای مغفرت اثری از نگاه توست

ما زیر سایه ات قد و قامت کشیده ایم

در چشم ما تمام جهان بارگاه توست

حق می دهم به چشم که جز تو ندیده است

وقتی تمام خلقت او جلوه گاه توست

قلبم ز داغ روز دهم تیر می کشد

در گوش ما همیشه دم آه آه توست

خیره شده به چشم شما چشم خواهرت

عمق نگاه حسرت او قتلگاه توست

قاسم نعمتی

امام حسین(ع)-مناجات-ضریح جدید


این روزها کنار ضریح تو یا حسین

با معرفت کسی است که یاد حسن کند

جایی که شهریار دو عالم کفن نداشت

بی معرفت کسی است که فکر کفن کند

محسن حنیفی

امام حسین(ع)-مناجات


ز سوز سینه برای تو باز می خوانم

 به نغمه های حزین حجاز می خوانم

 نوای اکبر ناظم ندارم امّا باز

 نوازشم بکنی دلنواز می خوانم

 برای مرثیه ها زخمه را نیازی نیست

 به لطف زخم لبت جانگداز می خوانم

 و یا زیارت ناحیه ی مقدسه را

 میان مرثیه یک دو فراز می خوانم

 من از تبار غزل های ابن مکفوفم  1

 ببخش محضر تو روضه باز می خوانم

 اسیر گریه ی بی اختیار  خواهم شد

 هزار زخم تنت را هَزار خواهم شد

***

1) ابن مکفوف روایت می کند خدمت امام جعفر بن محمد صادق(علیه السلام) رسیدم فرمود: شعر مرثیه بخوان خواندم؛(گویا مراعات حال امام را نمود) فرمود: نه همچنان که برای او میان خود مرثیه می خوانی و سر قبرش نوحه گری می کنی بخوان.    

نفس المهموم- ص55

حامد حجتی

امام حسین(ع)-مناجات-مصائب کربلا


نشسته‌ام که بخوانم غزل غزل او را

و مثنوی بسرایم نگاه آهو را

من از تبسم یک گل به شور می‌آیم

و از حوالی آن شهر دور می‌آیم

همان دیار که گل‌های عاشقی دارد

درون سینۀ خود عطر رازقی دارد

همان دیار کبوتر نشان که می‌گویند

و قطعه ای است از آن آسمان که می‌گویند

همان دیار که آکنده از توسل‌هاست

کویر تشنۀ لبریز از گلایل‌هاست

همان زمین که عطش زار  زخم حنجره هاست

همان که بغض گلو گیر بهت پنجره هاست

رسیده است به این لحظه ها غمی جانسوز

غمی سترگ تر از  درد مبهمی جانسوز

کسی به گوش زمین خواند نینوا این جاست

صدا رسید که این دشت، دشت کرببلاست

گذشت کرب و بلا آنچنان که می دانی

کمی برای دل تنگ روضه می خوانی

چه کربلا که در آن داغ بود و آبله بود

و تیرها پر از زهر دست حرمله بود

بلوغ حنجرۀ عشق رو به دریا شد

موذنی وسط دشت  اربا اربا شد

کسی رسید که در زلف خود  غزل دارد

کنار قبضۀ شمشیر خود عسل دارد

هوا که از نفس کوفه قییرگون گردید

امیر قافله از اسب سرنگون گردید

"امیر قافلۀ عشق تخت و تاج نداشت"

که حسرت لب خود را  به آب رود گذاشت

عجب حکایت تلخی... دو دست بی عباس

و اِنحنای قدی که شکست بی عباس

امان از آن... چه بگویم که سنگ و شیشه چه کرد

امان که با دل زینب...که تا همیشه چه کرد

سکوت مبهم افلاک ناگهان بشکست

که شمر آمد و بر روی بوسه گاه نشست...

سه روز بود که در دشت صوت قرآن بود

و جسم حضرت خورشید در بیابان بود

به زخم کاری تاریخ مهر داغ  گذاشت

و داغ بود که شش گوشه در عراق گذاشت

شمیم حنجرۀ اوست بعد از این مانده

و قبر اوست که از عرش در زمین مانده

علی اکبر لطیفیان

امام حسین(ع)-مناجاتی

 

آن باده ای خوش است که نذر سبو شود

آن غصه ای خوش است که آهِ گلو شود

 اصلاً به یک دو قطره نباید بسنده کرد

آن چشمه، چشمه است، که یک روز «جو» شود

 وقتی دلم شکست، گرو می گزارمش

خوب است، آبروی جگر، «آبِ رو» شود

 عشاق راه در به در ناله ی هم اند

مستانه ناله کن که دلی زیر و رو شود

 آقایی کریم اجازه نمی دهد

تا این که دست ما به صف حشر رو شود

 ما در حسینیه به خداوند می رسیم

ذکر "حسین" جلوه کند ذکر "هو" شود

 روزی  اگر بناست که قربانی ام کنند

این کار بهتر است به ابروی او شود

 باید که سجده کرد خدا، یا حسین را؟

فردا که با خدایِ خودش رو به رو شود

 این گریه ی برای تو عین طهارت است

عابد چرا معطل آب وضو شود

 هر کس که سر به زیر تو شد سر بلند شد

بی آبرو کنار تو با آبرو شود

علی اکبر لطیفیان

امام حسین(ع)-مناجاتی

هر کسی خواسته باشد به خدایی برسد
باید از کشتی تو راهنمایی برسد
نه فقط فطرس پر سوخته ی تو حتی
بی تو جبریل محال است به جایی برسد
سر به زیر قدم توست بها می گیرد
پس چه بهتر سر ما نیز به پایی برسد
نیستم عاشق اگر منت درمان بکشم
به روی چشم اگر از تو بلایی برسد
وقت تو وقت شریفی است ولی بین مسیر
منتظر می شوی این قدر گدایی برسد
بعد از این وقت کرم پشت در خانه مرو
بگذار این دل ما هم به نوایی برسد
ما هنوزم که هنوز است سر کار تواییم
تا ببینیم که از تو چه عطایی برسد
طلب ماست نداریم همین ما را بس
اگر از مادر تو چند دعایی برسد
رحمت واسعه ات کیسه ی ما را پر کرد
این چه لطفی است به هر بی سر و پایی برسد
گریه کن های تو همسایه ی زهرا هستند
بگذارید فقط روز جزایی برسد
یا حسین است و یا ذکر شریف زینب
اگر از ما به صف حشر صدایی برسد
به پریشانی گیسوت قسم نزدیک است
  که به ما هم خبر کرببلایی برسد

یوسف رحیمی

امام حسین(ع)-مناجات

 

 این روزها غم تو مرا می‌کشد حسین

شب های ماتم تو مرا می‌کشد حسین

تا آن دمی که منتقم تو نیامده ست

سرخی پرچم تو مرا می‌کشد حسین

از لحظه‌ی ورودیه تا آخرین وداع

هر شب، محرّم تو مرا می‌کشد حسین

هنگام پر کشیدن یاران یکی یکی

اشک دمادم تو مرا می‌کشد حسین

داغ علی اصغر و عباس و اکبرت

غم‌های اعظم تو مرا می‌کشد حسین

از قتلگاه تو چه بگویم؟ حکایتِ

انگشت و خاتم تو مرا می‌کشد حسین

بر نیزه در مقابل چشمان خواهری

گیسوی درهم تو مرا می‌کشد حسین

سالار سر بریده‌ی زینب سرم فدات

هستی فاطمه! پدر و مادرم فدات

حسن لطفی

امام حسین(ع)- مناجاتی

 

پروانه ام دوباره مرا آتشم زنید

هر لحظه هر نفس همه جا آتشم زنید

پای فرات، علقمه فرقی نمی کند

دست شما ست تا که کجا آتشم زنید

اصلاً برای گرمی شبهای ماتمت

من را خریده اید که تا آتشم زنید

هر شب به حاجتی سر این روضه می رسم

شاید میان بزم عزا آتشم زنید

من را گره زنید به این بیرق بلند

روزی میان کرب و بلا آتشم زنید

عمری میان روضه ی تان گریه می کنم

با این امید تا که شما آتشم زنید

این چشم ها حواله ی غم های زینب است

اشکی دهید و در همه جا آتشم زنید