اشعار فاطمیه - شهادت حضرت محسن(ع)

 

درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر

شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری

امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر

دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد :

دوش می آمد و رخساره... نگویم بهتر!

من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم،

نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر

چه شده، قافیه ها باز به جوش آمده اند:

دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر!